سخن بزرگان

گفتم وبلاگ بروز کنم ولی اصلا حسش نبود که چیز خاصی بنویسم 

واسه همین یه سری جمله هایی که اینور و اونور میدیدم رو در و دیوار مینویسم، خاطره خوبی دارن مخصوصا یکیشون :))))

  • روز اولی که سر و کار من به سرویس های بهداشتی پادگان افتاد، معرکه بود، شیش دستگاه سرویس که دو تاش تا همین آخر شلنگ نداشتن با یه لشکر آدم و یه صف طولانی !!! بعد از مصیبت های زیاد بالاخره نوبت من شد، گلاب به روتون تا نشستیم چشمم به نوشته بسیار حکیمانه ای افتاد که تا همین الان هر وقت یادم میاد میخندم بهش
  1. چون میگذرد غمی نیست، میرینیم 
  2. واسه همچین چیزی خیلی صبر کردی، ناموس وار زور بزن 
  3. مغزی شیر آب خرابه ، دیر شد ، شرمنده 
  • یکی از پدیده های خیلی جالب ،نوشته های در و دیواری و زیر تختی و گاها کاغذ های نوشته شده و به درز دیوار فرورفته ای بودن که هر کدومش به واقع ارزش حفظ کردن داشتن واقعا، اینا هم باشه یادگاری 
  1. از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
  2. سخت نگیر، به آینده فکر نکن، بخواب فقط فردا باید رژه بری
  3. امشب شام دمپایی ابری بود اگه اینو دیدی و هنوز نخوردی بهم اعتماد کن و فکتو ببند
  4. خدایا شکرت امروز هم گذشت
  5. شنیدم که شبها ز خدمت نخفت / چو مردان میان بست و کرد آنچه گفت / شبی بر سرش لشکر آورد خواب / که چند آورد مرد ناخفته تاب؟
  6. هر کی بعد من رو این تخت باشه X ـه 
  7. دو روز دیگه فقط
  8. نوشتم نامه ای بر برگ چایی / کلاغ پر میروم مادر کجایی
  9. من محمد شازده 17/8 (ادامه نوشته با دستخط و خودکاری دیگر : ریدم ! )
  10. این هفته جیم فنگ خدافظ همگی
  11. توجیه باش تا سخت نگذره
  12. جناب X (فرمانده) (5 تا 10 عدد فحش ناموسی)
  13. فردا تمومه خدافظ تنها محیط آروم
  14. کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست
  15. یاشاسین محسن سیروان رضا 
  16. بو واکس میدی
  17. امروز بچه ها تیر گم کردن، امشب ساچمه پلو دادن ، کار خودشونه
  18. و...
تاریخ انتشار : 19:32 ، فردا
یه سر دارم هزار گودال
آخرین مطالب
سخن بزرگان
آرشیو مطالب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان