گفت نه !

امروز مصطفی رو دیدم اومدم یه قضیه رو تعریف کنم گفتم راستی... گفت نه
خود به خود بحث تموم شد.
البته الانم که فکر میکنم جواب اصلی و مختصرش همون "نه" یی هست که اون بیشعور گفت ، ولی باید میذاشت من جمله م تموم شه !

  • علیـــ ـرضـا
  • سه شنبه ۳ مرداد ۹۶

پراکنده گویی

یک : دیشب شیفت شب بودم ، صبح که اومدم خونه مثل یه گاو افتادم و تا همین الان خواب بودم ، البته نمیدونم گاوا چقد میخوابن ولی در مثل که مناقشه نیست
دو : از خوبیای شیفت شب اینه که سکوت محضه ، نه ماشینی رد میشه نه موتوری و بالطبع نه ادمی !!! میشه فکر کرد ، به گذشته و حال و آینده.
سه : از بدیهای شیفت شب هم میتونم بگم هیچی خواب شب نمیشه ، خواب شبتان را قدر بدانید
چهار : برو دکتر عزیز دلم من چمیدونم تو چته :) - شاید شما نفهمین ولی اونی که باید بفهمه میفهمه -
پنج : نظرات پست قبلی خیلی قابل پخش نیستن ، ما هم پخش نمیکنیم ، چه کاریه آقا ، ولی هر چی هست مرسی

شش : یه پارچ آب خالی کردم ولی بازم تشنمه ! خدایا خدایا کویرم کویرم

  • علیـــ ـرضـا
  • دوشنبه ۲ مرداد ۹۶

هم اکنون اختتامیه ای برای سرمه ای

از صبح سرم را گذاشته ام لای گیره آهنگری تا جانم بالا بیاید و چیزی برایت بنویسم، چیزی برای خودت نه برای این چند رفیق اینجا
میدانی سرمه ای
هر روز کارم این شده که ۵:۳۵ صبح با نبودنت بیدار شوم، با نبودنت چای دم کنم، با نبودنت صبحانه بخورم، با نبودنت به درختان خیابان صبح بخیر بگویم، با نبودنت طلوع خورشید را ببینم، با نبودنت سوار مترو شوم، با نبودنت کار کنم، با نبودنت به خانه برگردم، و ساعت 11 شب با نبودنت به خودم شب بخیر بگویم و بخوابم.
میبینی؟
با نبودنت هم زندگی میکنم!
فرق بودن و نبودنت حالا یه "نون" است که میان بودن و نبودنت فاصله انداخته، چقدر حسود است این "نون" که همه محتاج آن شده اند، گور بابای این نون که هیچی نمیفهمد!
این هم از این پرونده سرمه ای ، نمیخواستم ببندمش ولی نمیشود جلوی امور تحمیلی را گرفت . دیگر برایت نمینویسم .
خوشبخت باش و زندگی کن سرمه ای

  • علیـــ ـرضـا
  • شنبه ۳۱ تیر ۹۶

کمی علمی ، کمی هم چرت و پرت

خلیج نپال در جنوب ایتالیا زیستگاه نوعی چتر دریایی بنام"مدوز"وانواع حلزون های دریایی است. هر از گاه این چتر دریایی حلزون های کوچک دریا را قورت می دهد و آنها را به مجرای هاضمه اش انتقال می دهد. اما پوسته سخت حلزون از او محافظت می کند و مانع هضم آن می شود.حلزون به دیواره ی مجرای هاضمه ی چتر دریایی می چسبد و آرام آرام شروع به خوردن چتر دریایی از درون به بیرون می کند. زمانی که حلزون به رشد کامل خود می رسد، دیگر خبری از چتر دریایی نیست، چون حلزون به تدریج آن را از درون خورده است. اگر این عمل را جرم بدانیم، بایستی اذعان کنیم که این جرم توسط یکی از نزدیکان قربانی و یا خود مقتول صورت گرفته است.! بعضی از ما همانند چتر دریایی هستیم که حلزون درونمان ما را آرام آرام از درون می خورد. حلزون درون ما می تواند عصبانیت، دلواپسی، افسردگی، خشم، نگرانی، طمع و زیاده خواهی و... این حلزون هاآرام آرام در وجود ما رشد می کنند و با دندان های خود وجود ما را قطعه قطعه می کنند و می جوند... آرامتر از آنچه که فکر می کنیم... "ما از درون رشد می کنیم و از درون نیز به هدر می رویم."
پی نوشت : باورش سخته ولی از مسابقه سناتور حذف شدم ، البته برای خودم قابل پیشبینی بود . چون من دقیقا شب آخر و توی دو دقیقه متن نوشتم و بی هیچ بازبینیی و ویرایشی فرستادمش ، خلاصه موفق باشید جمیع پذیرفته شدگان مرحله اول
  • علیـــ ـرضـا
  • شنبه ۳۱ تیر ۹۶
اصولا آدم عجیبی هستم یعنی خودم که فکر میکنم عجیبم و ربطی به نوع زندگیم ندارد که البته همه فکر میکنند ساده زندگی میکنم!